رزیتا غفاری که سال 80 با سریال قاسم جعفری به یکی از چهره های مطرح تلویزیونی بدل شد درباره حواشی حضورش در این سریال و کم کاری اش در سال های اخیر می گوید.

مجله اینترنتی برترین ها





روزنامه هفت صبح - مرجان فاطمی:رزیتا غفاری، بازیگر سریال های «در پناه تو»، «در قلب من»، «شب آفتابی»، «روزهای زیبا»، «فصل زرد» و فیلم های «شوکران»، «یکی بود یکی نبود» و ... سال هاست حضورش در عرصه بازیگری کمرنگ شده؛ آن هم در شرایطی که بعد از بازی در سریال «شب آفتابی» به یکی از بازیگران مطرح تلویزیون تبدیل شدو بازی اش مورد توجه بسیاری از مخاطبان قرار گرفت.

به بهانه پخش مجدد سریال «شب آفتابی» از شبکه آی فیلم، هفته گذشته گپ و گفتی با او انجام دادیم. او درباره مشکلات و حواشی که آن زمان برای سریال پیش آمد، دلایل کم کاری و فعالیت های کنونی اش توضیحات جالبی داد. به دلیل تعطیلات پشت سر هم هفته گذشته تصمیم گرفتیم مصاحبه را با تاخیر منتشر کنیم و حالا هم پخش این سریال چند روزی است از آی فیلم به پایان رسیده. مشروح این گفتگو را بخوانید.

بعد از «شب آفتابی» پیشنهادهایم قطع شد

همزمان با پارسا پیروزفر، لعیا زنگنه، حسن جوهرچی، رامین پرچمی و ... در «در پناه تو» و «قلب یخی» کارتان را شروع کردید و بعد از آن در چند فیلم سینمایی مثل «شوکران»، «یکی بود یکی نبود» و ... نقش داشتید اما اوج فعالیت بازیگری تان در «شب آفتابی» بود؛ سریالی که باعث شد به عنوان چهره ای مطرح به مخاطبان تلویزیونی معرفی شوید. با اینحال آنطور که انتظار می رفت بعد از آن اتفاق های چندان خوبی برایتان نیفتاد.


- بله. دلیلش را نمی دانم اما جالب اینجاست که برخلاف انتظار بعد از شب آفتابی، دو سال کار نکردم.

پیشنهاد داشتید اما دلتان نمی خواست قبول کنید؟

- نه. باورتان نمی شود اما کلا پیشنهادهایم قطع شد. تا دو سال کسی برای بازی در فیلم یا سریال سراغم نیامد.

چرا؟

- نمی دانم چرا برای من چنین اتفاقی نیفتاد. شاید به خاطر همان حواشی که برای این سریال پیش آمد. البته بهتر است راجع بهش صحبت نکنیم. سریال خیلی مورد توجه مردم و همکاران قرار گرفت ولی به هر حال دو سال برای من پیشنهادی نداشت. «شب آفتابی» آن زمان جزو سریال های خیلی خاص تلویزیون بود. یادم می آید که آن زمان همزمان با «شب دهم» حسن فتحی پخش می شد و پنج دقیقه از آنها با هم تلاقی می کرد و باعث شده بود اعتراض های زیادی نسبت به این مسئله صورت بگیرد چون مخاطبان هر دو سریال را دوست داشتند. من بازخوردش را توی اجتماع درک می کردم.

اما در جامعه هنری بازخورد خوبی نداشت؟

- چرا؛ اتفاقا یادم می آید بهرام بیضایی بهم گفت من سریال تلویزیونی نمی بینم اما این یک کار را دیدم و از بازی ات خوشم آمد. کارگردان ها و افراد دیگری هم بودند که تعریف می کردند.

بعد از «شب آفتابی» پیشنهادهایم قطع شد

شاید همانطور که گفتید ��لت کاهش پیشنهادها به حواشی که آن زمان درباره سریال وجود داشت برمی گشت؟ چون موضع گیریهای خوبی در رابطه با آن وجود نداشت.


- بله، خیلی ها در قسمت های اول نسبت به آن موضوع گرفتند چون نمی دانستند قرار است قصه به کجاها برسد. خب یک فیلمنامه آماده ای هم نداشتیم که مدیران یا مسئولان از قبل بتوانند در جریان کل کار قرار بگیرند. فیلمنامه روز به روز نوشته می شد و با آن پیش می رفتیم. به هر حال بعد از تمام اتفاقات منفی که شخصیت دختر قصه با آنها درگیر بود، بالاخره در انتهای فیلم متحول می شدت و به اصطلاح قصه برمی گشت اما خیلی ها اجازه ندادندس ریال پیش برود تا نتیجه گیری آن را ببینند. صرفا با تماشای همان چند قسمت اول واکنش نشان دادند. اگر صبر می کردند طبیعتا مشکلی پیش نمی آمد.

خب حس بدی نداشتید از این قضیه؟ چون به هر حال درخشش در یک نقش توقع آدم را هم بالا می برد. حتما انتظار داشتید بعد از «شب آفتابی» یکمرتبه بدرخشید و به عنوان بازیگری پرکار وارد میدان شوید.

- بله خب ولی من صبوری کردم تا این دو سال بگذرد.

بعد از «شب آفتابی» در چند سریال از جمله «فصل زرد» یا «روزهای زیبا» نقش اصلی را داشتید اما هیچ کدام اندازه «شب آفتابی» سروصدا نکرد.

- بعد از دو سال بیکاری، پیشنهادهای زیادی بهم می شد. جالب اینجاست که بیشتر آنها سریال هایی بودند که نقش اصلی شان زن بود؛ زنی که مدیر یا تعیین کننده است یا می تواند به تنهایی جلوی مشکلات بایستد.

ورود شما به عرصه بازیگری در سریال «در پناه تو» اتفاق افتاد. آنطور که شنیده می شود نقش شما در این سریال خیلی بیشتر از اینها بوده. در واقع به اندازه بازیگران اصلی نقش داشته اید اما بعد از تغییر و تحولات زیادی که روی آن صورت گرفته، نقش تان حذف شده؛ برای همین هم بازی شما اصلا دیده نشد.

- بله، دقیقا. «در پناه تو» اولین سریالی بود که بعد از انقلاب درباره جوان ها ساخته می شد. خیلی مفصل تر از چیزی بود که به نمایش درآمد. هر دانشجو برای خودش داستانی داشت اما نهایتا فقط قصه مرتبط با لعیا زنگنه باقی ماند. پنج داستان مجزا بود که چهارتایش حذف شد.

ناراحت نبودید که برای اولین بار، چنین اتفاقی برای نقش تان می افتد؟

- نه، اولین باری بود که جلوی دوربین می رفتم و خیلی هم لذت بردم. البته بعدش در «در قلب من» یکی از نقش های اصلی را داشتم.

بعد از چند نقش فرعی، پیشنهاد بازی در «شب آفتابی» قطعا برایتان وسوسه برانگیز بوده.

- «شب آفتابی» سومین همکاری ام با قاسم جعفری بود. قبل از آن در دوتا اپیزود سریال «همسفر» بازی کرده بودم و خاطره خوبی از همکاری با او داشتم. در دو سطر، فیلمنامه شب آفتابی را برای من بازگو کرد و قراردادم را بستم. اصلا فیلمنامه نداشت. همه چیز سر صحنه گرفته می شد ولی یکی از سریال های به یادماندنی بود. شاید بعدها خیلی نادیده گرفته شد، به خاطر شرایط جوی آن زمان و شرایط اجتماعی خیلی مغموم شد اما نقشی که مردم از من به یادشان مانده همین سریال است.

بعد از این اتفاق، سرخورده شدید و به کل قید حضور فعال در عرصه بازیگری را زدید؟ از این جهت می پرسم که سال هاست کارهای زیادی از شما نمی بینیم.

- خب پیشنهاد کار خیلی کم شده. اصلا اینطور نبود که دلم نخواهد بازی کنم اما نه کار خوبی پیشنهاد می شد نه دستمزدها قابل توجه بودند.

بعد هم فکر کردید که دیگر باید قید بازی را بزنید؟

- نه، الان دارم با خانواده خودم یک کار کودک انجام می دهم. یک برنامه تلویزیونی عروسکی است برای خانواده که کودک تا بزرگسال می توانند آن را ببینند. الان در پیش تولید کار هستیم. البته کار صرفا برای کودک نیست. مثل کلاه قرمزی، بیشتر مخاطبانش بزرگسال ها هستنداما از آن جهت که عروسکی است کودکان هم طبیعتا از آن استقبال می کنند.

بعد از «شب آفتابی» پیشنهادهایم قطع شد

یکی از مشکلاتی که بازیگران خانمی که در جوانی به شهرت رسیده اند با آن مواجه اند این است که با بالا رفتن سن، پیشنهادهایشان کمتر می شود و دیگر نمی توانند مثل قبل بدرخشند.


- من مشکلی با نقش ها ندارم. وقتی 26 ساله بودم نقش دختر 16 ساله را بازی کردم یا در ملاصدرا نقش دختر چهارده ساله را داشتم چون صورت بیبی فیسی دارم زیاد مشخص نمی کندسنم چقدر است.

بله اما بالاخره از یک سنی به بعد قطعا پیشنهادها متفاوت است. شاید از شما بخواهند نقش مادر یا شاید سن بالاتر از خودتان باشید.

- من هنوز هم پیشنهادهای خوبی دارم. به نظرم آدم باید با سنش پیش برود. ممکن است نقش هایی بهم پیشنهاد شود که به سنم بخورد اما مردم باورش نمی کنند. اگر زود بچه دار شده بودم الان دخترم می توانست 20 ساله باشد در صورتی که الان دختر من هشت ساله است. مردم دختر هشت ساله من را می پذیرند اما اگر یک دختر 20 ساله به من بگوید مامان کسی باورش نمی کند. کسی باور نمی کند عروس یا داماد داشته باشم. هنوز همخ نقش زنی را بازی می کنم که دختر کوچک دارد. شاید 10 سال دیگر به نقش مادرشوهر و مادرزن هم برسم. دوست دارم در مقاطع سنی مختلف بازی کنم.
کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه